كد خبر: CHGS-427  تاریخ : 28/10/1387   ساعت : 14:2 نسخه چاپی ارسال به دوستان
این اشک‌ها از کدامین مشک سرازیر می‌شوند "حبیب سروش"

حسين بيشتر از آب تشنه لبيك بود، اما افسوس كه به جای افكارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترين درد او را بی‌آبی معرفی كردند

«حسين بيشتر از آب تشنه لبيك بود، اما افسوس كه به جای افكارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترين درد او را بی‌آبی معرفی كردند.» سخن در باب حادثه عظيم عاشورا بسيار رفته است و از اين پس نيز بسيار خواهيم شنيد. واقعه‌ای كه بی‌شك مسير تاريخ بشر را تغيير داد. حركتی كه تا روز رستاخيز از آن ياد خواهد شد و هر سال شيعيان در غم اين حادثه جان‌سوز و جهان‌سوز به سوگ می‌نشينند، عزاداری می‌كنند و بر سر و سينه می‌زنند. همه می‌دانيم كه اين حركت و قيام فلسفه و هدفی والا داشته است، چيزی جز يك جنگ نابرابر و ظلمی بزرگ كه بر فرزندان و نوادگان پيامبر خدا رفته است. قصد من البته پرداختن به اين فلسفه يا هدف نيست، بلكه تلاشم اين است تا از اين رهگذر گوشه چشمی به مراسماتی داشته باشم كه عموماً در اين منطقه و بطور كلي در تمام كشور براي بزرگداشت آن تحت عنوان عزاداری برپا می‌شود.

 1- واقعيت اينكه اگرچه خون حسين (ع) مروج و پاسدار دين اسلام شد، اما حركت افشاگرانه زينب (س) مكمل آن بود. براستی «كربلا در كربلا می‌مرد اگر زينب نبود». اما نكته اينجاست كه در منبرهاي ما چقدر از اين حركت زينب ياد مي شود.اصلاً خطبه آتشين آن بزرگ زن مردآفرين روزگار بر بالای كدام منبر خوانده و تفسير و تبيين می‌شود؟ آيا تعريف ما از زينب جز يك زن داغديده، مصيبت زده و مظلوم است كه در كربلا اسير می‌شود و با شرايط ناگواری به كوفه برده می‌شود؟ انصافاً چند بار اين واژه‌ی مظلوم و در مواردی - العياذ بالله – ذليل و خوار برای آنها بكار می‌رود، در حاليكه حتی همين واژه‌ی مظلوم را هم بدرستی تفسير نكرده ايم؟ آيا همين زينب نيست كه «زبان علی در كام و رسالت حسين بر دوش» است؟ البته مصيبت‌ها و داغ‌های زينب سنگين است، ‌اما بزرگ كردن آن‌ها و تحريك احساسات آن‌ها باعث كوچك شدن حقايق بزرگتری نمی‌شود؟ چرا تلاش نمی‌شود اين گريه‌ها و اشك‌ها ذره‌ای نيز سرمنشأ منطقی داشته باشند؟ البته اين معضل تنها به حركت بعد از كربلا محدود نمی‌شود، بلكه دامن خود جريان شهادت امام و يارانش را نيز گرفته است. تحريف و در مواردی غير واقعی جلوه دادن آن به قصد گرياندن مردم چه سودی خواهد داشت؟ مگر نبايد به گونه‌ای باشد كه «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا» باشد؟ با چنين وضعی تنها محرم و عاشورا به يك شب يا حداكثر يك دهه محدود خواهد شد. براي اينكه بهتر اين را بدانيد كافيست حال خود را در سيزدهم محرم با روز دهم آن مقايسه كنيد.

 2- نكته ديگری كه بنظر می‌رسد بايد با تأمل بيشتری به آن نگريست، شيوه‌های مختلف عزاداری است. سبك‌های عجيب و غريبی كه انگار روز به روز هم دارند به بهانه‌ی عشق و ارادت به حسين (ع) گسترش می‌يابند. قمه‌زنی، قلاده بستن به گردن، دست‌ها و پاها، سينه‌خيز رفتن در حرم ائمه و ... همه‌ی آدابی است كه در مراسم‌ها انجام می‌شود. اين در حاليست كه بعضی از علماء حتی بوسيدن در آستانه حرم امامان را نيز روا ندانسته‌اند تا مبادا شبهه‌ی بت‌پرستی برای ديگران ايجاد نشود. حال سئوال اينجاست كه مگر ائمه‌ی ديگر و يا بزرگان و علماء برای امام حسين (ع) عزاداري نمی‌كردند؟ آيا آنان به امام حسين (ع) عشق و علاقه و ارادت نداشتند يا كمتر از ما عاشق و شيفته‌ی وی بودند؟ كداميك از آنها چنين رفتارهايی را توصيه كرده‌اند؟

 3-همچنين است نوحه سرايی‌ها و مداحی‌هايی كه در وصف عاشورا انجام می‌شود. نوحه هايی كه با تاثيرپذيری مستقيم از ترانه‌های مجاز و غير مجاز به مقاصد مختلف از جمله جذب كردن جمعيت جوان به سوی تكايا و حسينيه‌ها اجرا می‌شوند. نوحه‌خوان‌هايی كه خود را سگ عوعو كن ائمه می‌خوانند و فاطمه و حسين و زينب را خدای خود. مداحانی كه به هر سبك و شيوه‌ای متوسل می‌شوند تا به قول خودشان شور بيشتری به مراسم‌ها ببخشند. البته هنوز چنين روش‌هايی در منطقه‌ی ما رواج نيافته است، اما اين چيزي نيست كه بتوان براحتی از كنار آن گذشت. خوشبختانه در اين منطقه هنوز عزاداری به سبك سنتی رايج است و روشی است كه بطور كلی مورد تاييد بسياری از جمله حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری نيز هست. با اين حال نكته‌ی كمی بحث برانگيز استفاده از كتاب روضة‌الشهدا براي روضه‌خوانی است كه بنا بر شنيده‌های خودم تنها در اين منطقه است كه از آن استفاده می‌شود، كه بنابه گفته خود نويسنده 784 سال بعد از واقعه‌ی عاشورا نگاشته شده است. كتابي كه بسياري خواندن حداقل بخش‌هايی از آن را توصيه نمی‌كنند. برای اینکه از این مواضع درباره کتاب آشنا شویم کافیست به حرف‌های استاد مطهری در این باره توجه کنیم: «کتاب معروفی است با نام روضة‌الشهدا که نویسنده‌ی آن ملا حسین کاشفی است. این داستان زعفر جنی و عروسی قاسم اول بار در کتاب این مرد نوشته شده و من این کتاب را ندیده بودم و خیال می‌کردم در آن یکی دو تا از این حرف‌هاست. تاریخش را که می‌خوانیم معلوم نیست شیعی بوده یا سنی و اساساً بوقلمون صفت بوده است. اولین کتابی که در مرثیه به فارسی نوشته شده همین کتاب است. من نمی‌دانم این بی‌انصاف چه کرده است. وقتی این کتاب را می خواندم دیدم حتی اسم‌ها جعلی است... داستان‌ها را به شکل افسانه درآورده است.» وی همچنین ادامه می‌دهد:« این کتاب چون اولین کتابی است که به فارسی نوشته شد، لذا مرثیه‌خوان‌ها که اغلب بیسواد بودند و به کتابهای عربی مراجعه نمی‌کردند، همین کتاب را می‌گرفتند و در مجالس از رو می‌خواندند، این است که امروز مجالس عزاداری امام حسین را روضه‌خوانی می‌گوییم. در زمان امام حسین(ع) و امام صادق(ع) و امام حسن عسکری(ع) اصطلاح روضه‌خوانی رایج نبوده و بعد در زمان سید مرتضی و خواجه نصیرالدین طوسی هم روضه‌خوانی نمی‌گفته اند. از پانصد سال پیش به این طرف اسمش روضه‌خوانی شده. روضه‌خوانی یعنی خواندن کتاب روضه الشهداء، یعنی خواندن همان کتاب دروغ، از وقتی این کتاب به دست مردم افتاد، کسی تاریخ واقعی امام حسین را مطالعه نکرد.»*

 كوتاه سخن اينكه شايد وقت آن رسيده باشد تا در عزاداری‌هاي خود كمی تجديدنظر كنيم و خلاء شعور و آگاهی را با تلاشی بيشتر پر كنيم. چرا كه جوان امروز در شرايطي متفاوت از قبل زندگی می‌كند و شرط حضور بيشتر او توجه به همين عنصر مغفول است. مراسمی كه انگار نمادها در آن رنگ باخته اند. طبل و دمام كه شايد نماد و يادآور سم اسبها در ميدان نبرد بود، امروز به نماد بزرگی و عظمت هيئت عزاداری درآمده و هر چه صدای آن بيشتر و اندازه‌ی آن بزرگتر باشد، موجب بالاتر رفتن ارزش هيئت خواهد شد. سنجها كه شايد يادآور صدای برخورد شمشيرها و سپرها بوده اند، انگار به همراه ديگر آلات موسيقی مكمل يك اركستر كوچك شده‌اند. شايد به همين خاطر باشد كه كساني همچون سيد حسن خمينی، علی‌اكبر ناطق نوری و سيد محمد خاتمی در شب عاشورای سال گذشته آن‌هم در حرم امام خمينی(ره) از ايجاد انحراف و خرافه در دين سخن گفتند و درباره‌ی آن هشدار دادند. به اميد اينكه محرم در سال‌های آينده با تأكيد بيشتر بر اين مسائل برگزار شود.

* حماسه حسینی،استاد مرتضی مطهری،انتشارات صدرا

‌حبیب سروش 26/10/87

 




نظر بازدید کنندگان :

 

۱۳۸۷ پنج شنبه ۲۶ دي       :   درود بر شما مقاله روشنگرانه ای بود. ما برای گرامیداشت حماسه حسینی در قرن جدید بیشتر نیاز به پرشعور کردن آن داریم تا پرشور کردن آن. بدرود طالب مؤذنی
پاسخ :  

۱۳۸۷ جمعه ۲۷ دي       :   نیست جز ریا در این زمان زنجیر زدنهای هیسیتی محله ای قومی پس در این مورد احسنت بر شما که شاید باعث تلنگری برای شوم پلیدانی که فکر خراب دارند شوید . درود
پاسخ :  

۱۳۸۷ شنبه ۲۸ دي       :   احسنت بر تو مهندس آخر حرف دل ما ها باید از زبان یکی زده می شد چه بهتر از اینکه از زبان شکر بار شما که واقعاً به طور اساسی و کاملا حداقال در حد اندازه منطقه خودمان وشاید بیشتر هم بود که من این انتظار را از آنهایی دارم که هنوز واقعا حسین و زینب را به طور کامل نشناخته اند یا به قول شما فقط او را از روی کتاب کاشفی سبزواری میشناسند به امید اینکه حداقل شاید رجوع بیشتری به کتابهای دیگر شود وای کاش پا ورقی چند تا کتاب در مورد عاشور و بعد از عاشورا و تحریفات عاشورا بر ای علاقه مندان معرفی کرده بودی. موفق باش (علی اخلاقی)
پاسخ :  


شما هم نظر خود را در مورد این مطلب بنویسید :

نام:
ایمیل:
متن کامل نظر:

عبارت روبرو را تایپ نمایید: